خدایا به جای کمییت  

کمی هم به کیفیت نظر داشته باش

اخه این همه آدم نفهم به چه درد میخورند

نمیخوام تو کار خداییت دخالت کنم

ولی خسته نشدی؟؟؟؟؟

من یکی که خیلی خسته ام . خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 12:7  توسط   | 

میگن دمای هوا چهل درجه اس

ما که چیزی نمیبنیم

حداقل واسه من یکی ده درجه اس

یعنی یه جورهایی ملایم و دلپذیررررررررررر

خودمم دارم به خودم شک میکنم . تو این دمای چهل درجه فن که روشن بشه یخ میبندم

خوابم هم میاد در حد مرگگگگگگگگگ - راستی میگن خواب برادر مرگ است. اینجور باشه مرگ چقدر دلپذیررره

فکر کن ششصد ساعت یا شاید روز یا شایدم سال بخوابی و هیچ کسم کاریت نداشته باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:23  توسط   | 

یادم نیست تو بچگی از بابام اسباب بازی خواسته باشم

فقط همیشه یکی از این عروسکا داشتم . یک عروسک کچل شبیه همینی که عکسش رو براتون میزارم

البته عروسک من اینقدر بی حیا نبود. خخخخ . یک پارچه با یه تور ضربدری به تنش سنجاق کرده بودن

یک پولک رنگی هم به سرش سنجاق کرده بودن ((((: مثل هندی ها بود بچم

اندازه اش هم حدودا پونزده سانت بود. چقدرم همیشه دنبال راهی برای مو دار رشدنش بودم. از کاموا و هرچی فکرش رو کنید

یک مغازه سمت سمنگان پیدا کردم کلی آت و اشغال قدیمی داره . اصلا روحم شاد شد با دیدنش (((:

بیشترشم کتاب و اسباب بازی قدیمیه

به نظرم همچین چیزی خیلی جالبه. مغازه نوستالوژی فروشی

 

 

تمام بدبختی من اینه که بیش از اندازه کم توقع بودم. بیشتر از اندازه صبوری کردم!!! بیش از اندازه مراعات کردم!!!!

هرچی بیش از اندازه باشه مخربه . حتی اگر کم توقع بودن یا صبوری یا مراعات باشه

همچی تو این دنیا باید اندازه کافی باشه

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:5  توسط   | 

یادمه وقتی تو بچگی از بابام چیزی میخواستیم

حتی اگر به اندازه یک پفک نمکی ارزش داشت

بعد کلی التماس از طرف من ، بر میگشت میگفت . مگه بابام برام چیکار کرده که من برای شما چیکار کنم!!!!!!!!!!!!

حالا خدا بیامرز پدر بزرگم کی فوت کرده بود. وقتی  اینا شش یا هفت سالشون بود|:

حتی من با اون بچگی می فهمیدم که حرفش اشتباههه!

هیچی دیگه الان این همه توقع از سمت پدر و خانواده پدریم از کجا نشات میگیره در مورد ما نمیدونم

اونقدر که اینا ادعای خلق کردن ما رو دارند خدا نداره !!! بابت دنیا اومدنی که خواسته خودم نبوده باید جواب پس بدم!!! صد برابر برای پدرم و مادرم زحمت کشیدم. خدایا یه کاری کن اصلا بزار من یکبار اونا رو به دنیا میارم بی حساب بشیم . به خدایی خودت قسم قبول دارم.

هرچند دردهایی که بهمون متحمل کردن از درد زایمان بدتر بوده. اصلا یکیشون درد زایمان کشید اون یکی دیگه چی(:

برای لذت خودش بچه اورده اونم نه یکی شش تا. ریخته یک گوشه خودشون بزرگ بشن

نه خرج تحصیلشون رو داده . نه به خورد و خوراک و پوشاکشون رسیده !!! فقط یک کاری کرده بچه متولد بشه |:

این چه حقیه که برای این موجودات قائلی؟؟

به خداوندی خدا وقتی کتاب زندانیان دوله تو رو تو بچگی میخوندم همش با خودم مقایسه میکردم و می دیدم چقدر وضعیتشون به زندگی من شبیه !!! تازه اونا اسیر جنگی بودن!!! (:

خدایا ساکتی . ساکتی!!!!!!!!!! یه کاری کن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ساعت 8:25  توسط   | 

 

 

یعنی اینقدری که صدا و سیما داره شبکه ی نسیم رو پخش آزمایشی میکنه …

ناسا شاتل رو که میخواست بفرسته فضا، آزمایش نکرد

اونقدری که من واسه شستن فرش های خونه پارو زدم

واسه تایتانیک پارو زده بودم الان غرق نمیشد !

قابل توجه کد بانو های آینده :

وقتی میمیری خودت قبول نمیکنی که مُردی ولی بقیه میفهمن

وقتی غذات میسوزه هم همینه !

میگن ﺷﺒﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﻧﻤﻴﺒﺮﻩ ﻳﻜﻰ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﺖ
ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻪ ....
.
.
.
.
.
.
ﺑﺎﺑﺎ ﺍﻧﻘﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﻚ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﺑﺰﺍﺭﻳﺪ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺍﺑﻤﻤﻤﻢ
.
.
.
.
.
.

گرفتار شدیم به خدا

 

تا اواسط اسفند ممکنه نباشم - دعا کنید این سری نمره هام عالیه باشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 7:33  توسط   |