پچ پچ خونه
ایکنننننن جیغ زدن از خوشحالیییییییییییییییییی

یووووووووووووووووووووووووووووهووووووووووووووووووووو

امتحانم رو قبوللللللللللللللل شدم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 13:22  توسط پچ پچ بانو   | 

معلومه رئیسم هم  اهل بیل هست

همین الان داشت میگفت این همسایه بقلی فقط بیل میخواد. همچین بزنی تو سرش |:

خوشمان آمد ! رئیسم مثل خودمه

همسایه بقلی شرکتمون یک پیرمرده عصبی و غرغرو هست . از اینجایی که من نشستم کل کوچه معلومه . اکثر روزها با همکارا سر پارک کردن ماشین هاشون جر و بحث داره . با این که اینجا منطقه بالای شهره ولی خونش مثل خونه جغده . مخروبه و کثیف

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 10:48  توسط پچ پچ بانو   | 

موهایش سفید گشت ...

کودکی که دفتر خاطراتم را می خواند

 

چون با سر کردمش تو کیسه آرد

که دفتر خاطرات کاملا شخصیه

شخصی

کصافططططططططط

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 14:12  توسط پچ پچ بانو   | 

خخخخخ

همین الان یک عدد کارت شارژ از دست رفتم رو احیا کردم

چند روز پیش از سایت کارتی دات ای آر یک کارت شارژ ده تومنی خریده بودم

بعد حواسم نبود شماره اش رو اشتباه یادداشت کردم و اس ام اسش هم بدست نرسید. صفحه رو هم که همون اول بستم.

یعنی عاقا ترجیح میدادم پولم رو تو جوب مینداختم ولی نمیرفت تو جیب ایرانسل بی پدر و مادر . اونم به این شکل

هیچی دیگه به ایمیل سایت رو که برای پشتیبانی داده بودن نامه نگاری کردم و شارژم رو گرفتم

هوووووووووووراااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 13:6  توسط پچ پچ بانو   | 

پنج شنبه این هفته عازم مشهدم

ولی چرا و به چه علت رو خودم هم نمیدونم |:

حسم حس معنوی نیست

برای کسی که تو زندگیش هیچ معجزه ای وجود نداشته خیلی طبیعیه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 15:34  توسط پچ پچ بانو   | 

پنجره شرجی است و احساس های از هم گسیخته رو به بطالت می‌رود. کنج کرده ام کنار نیستی اویی که باید باشد و نیست. او که اگر بود الان حال روز من حال روز دگری بود!!! ولی افسوس چه سود که هر چه میروم نبودنش را بیشتر باورم می‌شود!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت 8:7  توسط پچ پچ بانو   | 

چقدر خوب که فردا آخر هفته اس!!! مخصوصا  این که امتحان ندارم- بلاخره دوره مجازی و کوفتی تموم شد-  رئیس امروز بیرون بود. رفته بود مراسم ختم برادر یکی از مدیرا - ظاهرا خیلی هم شلوغ بوده . بعضی ها میگفتند اندازه مرتضی پاشایی شلوغ میشه. بلاخره مدیر یک کارخانه بزرگ بوده – اون یکی همکارم هم ظاهرا برای تهیه گزارش رفته بود بیرون . نمیدونم چرا ولی ....تازگی ها به خلوت بودن دور و برم علاقمند شدم...یعنی یه جورهایی دوست دارم تو خودم باشم.

این قضیه که کسی رو شبیه خودت نبینی باعث میشه که از همه کناره بگیری چون نمیخوای ناراحت بشن و حتی نمیدونی چطور رفتار کنی که به نظرشون مسخره نیاد.

هرکار میکنم از این وضعیت خلاص بشم نمیشه

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 13:4  توسط پچ پچ بانو   | 

بعد از مدت ها یک خواب خوب دیدم

اونم دو شب پشت سر هم

خوابش اونقدر خوب بود که هرجا میرم تعبیرش رو میخونم میبنم تعبیرش عالی میشه

اصلا یه وضعییییییییییییییییییی

حالم دگرگون کرد  خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 10:1  توسط پچ پچ بانو   | 

تف به این زندگی ! 

تف به این تابستون کوتاه 

تف به مملکت 

تف به این نظام آموزشی 

تف به درسای مسخره !!

تف به هرچی معلم مزخرفه 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه هی میای پایین ؟؟

تانکر که نیستم تفام تموم شد دیگه 

ولی نگران نباشین یه تجدید قوا که بکنم دوباره ادامه میدم..

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 14:37  توسط پچ پچ بانو   | 

همین الان حس گلو دردی مرا فرا گرفت

انفولانزاااااااا نگیرم صلواتتتتتتتتتت

خودم در حال عربد کشیدننننننننننننن : الهم صل علی محمد و آل محمد

چون در صلوات کوتاهی کردید به محض این که انفولانزا قطعی شد ویروسش رو بهتون منتقل میکنم کصافطا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 10:10  توسط پچ پچ بانو   |