پچ پچ خونه

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 16:28  توسط پچ پچ بانو   | 

من شدیدا به وجود فرشته ها معتقدم

کمکشون رو شدیدا احساس میکنم

این خیلی جالبه که من اگر جایی گم بشم و راهی رو بلد نباشم بدون این که سوال کنم کسی خودش داوطلبانه مسیر رو بهم نشون میده !!!

بیش از هزار بار این اتفاق افتاده !!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 15:45  توسط پچ پچ بانو   | 

بعضی ها هم هستند موقع خندیدن چشاشون برق  برق میزنه !!

چرا من از اون برقا تو چشام ندارم

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 14:53  توسط پچ پچ بانو   | 

همکارای جدیدم خیلی خوبند. هر چهارتا همکارم بعلاوه رئیسم ماهند

یعنی حتی وقتی میرم مسافرت دلم براشون تنگ میشه

 

کاش میشد گذشته رو فراموش کنم. چون تو گذشته من بدترین و بدشانس ترین ادم بودم. یه وقتایی با یاد اوریشون زجر میکشم. یعنی اگر هم نخوام یادم بیافته باز یکی پیدا میشه که همه رو یادم بندازه

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 12:50  توسط پچ پچ بانو   | 

امام رضا علیه السلام فرمودند:

 
إِذا کَذِبَ الوُلاةُ حُبِسَ المَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلطانُ هانَتِ الدُّولَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ المَواشی؛
 
هرگاه زمامداران دروغ گویند، خشکسالی می شود، هرگاه حاکم ستم کند، حکومت سست می شود، و هرگاه زکات پرداخت نشود، چهارپایان تلف می شوند.
 
الامالی، ص 310
 

شرح حدیث:        

خداوند، جهان را بر اساس تأثیرگذاریِ، «اسباب و عوامل» بنا نهاده است. سعدی گوید: اگر باران به کوهستان نبارد به سالی دجله گردد خشک رودی(1) همچنان که جریان رود پر خروش و عظیم دجله در بغداد، حاصل بارش باران در کوهستان است و اگر باران قطع شود، دجله هم خشک می شود، در اوضاع فرهنگی و اجتماعی هم این گونه روابط وجود دارد. والیان و حاکمان، مسؤولیت مهم مدیریت جامعه را بر دوش دارند. باید صادقانه کار کنند و به مردم خدمت نمایند، راست بگویند و درست کردار باشند، نتیجه دروغگویی مسؤولان، کاهش باران و گرفتاری جامعه به خشکسالی است و این از کیفرهای دنیوی آن است. حکومت و دولتمردان، باید اقتدار و قوّت داشته باشند. آنچه پایه های اقتدار یک حکومت را سست می کند، جور و ستم است. ظلم حاکمان به مردم زیردست، مردم را از حمایت آنان دلسرد و جدا می کند. در نتیجه، حکومتی که پشتوانه ی مردمی نداشته باشد، ضعیف می شود و چه بسا سرنگون گردد. زکات، مالیاتی است که خداوند بر ثروتمندان و کشاورزان و دامداران قرار داده است تا با پرداخت آن، نیازهای محرومان برطرف شود. پرداخت زکات، مایه ی برکت مال و افزایش ثروت و تولیدات است. اگر حرص و مال دوستی سبب شود مردم زکات را که حق فقر است، نپردازند، سرمایه هایشان از دست می رود و حیواناتشان تلف می شود. هر عملی، عکس العمل دارد. از عکس العمل کارهای خوب و بد خویش غافل نباشیم. از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 13:54  توسط پچ پچ بانو   | 

تعداد ادم هایی که در حقم بدی کردند خیلی زیادند. ولی من به راحتی خیلی ها رو  بخشیدم و میبخشم. حتی گاهی وقتا پیش اومده با یک معذرت خواهی کوچیک یا حتی حرف زدن ساده بخشیدم.

ولی ...

سه نفر اگه تیکه تیکه بشن

اگر زجه بزنند و التماسم کنند. نمیبخشم

یکیش خواهر بزرگه ام- یکیش همکار قدیمیم خانم محمد  - سومیش هم تو نته خودش میدونه کیه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 11:54  توسط پچ پچ بانو   | 

چند روز پیش داشتم به اونایی فکر میکردم که نوک زبونی حرف میزنند و به خاطر همین شاید  بارها مورد تمسخرم قرار گرفته باشند.

فکر کردم بی انصافیه اگر مسخرشون کنیم.

 

عاقا من دلم سوخت و صبح که بیدار شدم زبونم یه آفت گنده  زد و الان مجبورم به همون شکل حرف بزنم

بشششش

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم دی 1393ساعت 14:50  توسط پچ پچ بانو   | 

یک همکار تو شرکت داریم که تو حسابرسی کار میکنه .

اینقدر این کصافطه که کثافت اینقدر کثافت نیست !!!

یه چی میگم یه چی میشنوید ها !!!

اون از زمانی که قرار بود منو بفرستند حسابرسی این قیزمیلکه مارموز  پا شد رفت جای من

اونوقت اصرار داشت که خودشون گفتند و  اینا در حالی که پیش همه هم تابلو بود که خودش رفته و اصرار کرده و حتی به همه شیرینی داده بود که کارش سبک شده . که البته خواست خدا گذاشت تو کاسه اش  و مدیر واحد حسابرسی عوض شد و کار این هم شیش برابر شد

از اونجایی که زرنگ بازیش زیاده و ادم نمیشه پاشده کاراش رو اورده پیش رئیس من و میگه بده خانوم فلانی بزنه  

خیلی هم ازش خوشم میاد. مردشور اون قیافشم ببرم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 14:37  توسط پچ پچ بانو   | 

یک همکار تو شرکت داریم که تو حسابرسی کار میکنه .

اینقدر این کصافطه که کثافت اینقدر کثافت نیست !!!

یه چی میگم یه چی میشنوید ها !!!

اون از زمانی که قرار بود منو بفرستند حسابرسی این قیزمیلکه مارموز  پا شد رفت جای من

اونوقت اصرار داشت که خودشون گفتند و  اینا در حالی که پیش همه هم تابلو بود که خودش رفته و اصرار کرده و حتی به همه شیرینی داده بود که کارش سبک شده . که البته خواست خدا گذاشت تو کاسه اش  و مدیر واحد حسابرسی عوض شد و کار این هم شیش برابر شد

از اونجایی که زرنگ بازیش زیاده و ادم نمیشه پاشده کاراش رو اورده پیش رئیس من و میگه بده خانوم فلانی بزنه  

خیلی هم ازش خوشم میاد. مردشور اون قیافشم ببرم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 14:37  توسط پچ پچ بانو   | 

دیروز وقتی وارد واحدمون شدم فکر کردم کسی تو واحد نیست ولی با کمال تعجب دیدم هرکی یک طرف خوابیده (((:

این وسط آقای جیم که ازشون عکس گرفته بود، عکس رو به رئیس نشون داد و گفت نظرتون چیه این عکس رو جلد این دوره نشریه شرکت کار کنیم. خخخخ  

رئیس هم در جوابش گفت : اونوقت اولین کسی که اخراج میشه منم

خخخخ

یکیشونم موقع خواب دهنش باز و کلش اویزیون بود که باز همکارم میگه انگار گوله خورده

خخخخخ

صحنه بانمکی بود ((((:

 

البته اینم باید بگم که ساعت کاری هنوز شروع نشده بود. همه زود رسیده بودند

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 9:8  توسط پچ پچ بانو   |